يادداشت سردبير٬ سياوش دانشور

مه 16, 2007

«روز ملى جشن هسته اى»  دوشنبه بيستم فروردين جمهورى اسلامى فيلى ديگر هوا کرد. در نظنز بخشى از سران و کارگزاران رژيم همراه با ميهمانان و خبرنگاران جمع شدند تا «روز ملى جشن هسته اى» را برگزار کنند. تبليغات گسترده اى را حول اينروز در هفته اخير سازمان دادند٬ در تنور احساسات ملى و ناسيوناليستى دميدند٬ چند خط مترو را در اينروز رايگان کردند٬ در مدارس و ميديا معرکه گرفتند٬ تا اعلام کنند جمهورى اسلامى به «باشگاه اتمى» وارد شده و به مرحله توليد سوخت هسته اى در مقياس صنعتى رسيده است. اين اقدام رژيم اسلامى و يا دستگيرى پانزده ملوان انگليسى٬ در عين حال که ظرفيت راندن اوضاع به سمت مخاطرات بيشتر را دارند٬ اما جايگاهى بيشتر از مانورهاى سياسى روزمره براى امتياز گيرى در متن بحران منطقه ندارند. داستان ملوانان انگليسى موضوعى مربوط به شکستن حريم آبى و دفاع يک دولت از مرزهاى کشور نبود. چنين اتفاقاتى که در دنياى کشورها و مرزها ابدا غير عادى نيستند اينهمه جار وجنجال تبليغاتى لازم ندارند. اين اقدام جمهورى   اسلامى پاسخى به مسئله اربيل و ربودن چند مامور رژيم در عراق و تلاشى براى آزادى آنها بود. يک صحنه مشابه دهها اتفاق روزمره در عراق و منطقه توسط نيروهاى تروريستى درگير بود. بدنبال آزادى و بدرقه پانزده ملوان انگليسى توسط احمدى نژاد بلافاصله دبير دوم سفارت رژيم در بغداد آزاد شد و در مورد ديگر افراد دستگير شده وعده هاى لازم اعلام شد. اعلام خبر دوشنبه مبنى بر رسيدن جمهورى اسلامى به مرحله توليد سوخت هسته اى در مقياس صنعتى٬ هدفى جز رسيدن به موقعيتى بهتر براى مذاکره برسر سهم و جايگاه رژيم اسلامى در منطقه ندارد. واقعيت اينست طرفين درگير در اين جدال دنبال يک تعادل جديد منطقه اى هستند. آمريکا نهايتا ميخواهد جمهورى اسلامى در منطقه مزاحمت ايجاد نکند و يا در بهترين حالت با پروژه هاى آمريکا همراهى کند. جمهورى اسلامى هم استراتژى خود را به امتيازگيرى با اتکا به قدرت منطقه اى اش استوار کرده است. نيروهاى درون رژيم اسلامى جملگى خواهان نوعى امنيت و بقا نظامشان هستند و جناح راست رژيم اين استراتژى را براساس موش دواندن تروريسم اسلامى در منطقه و رسيدن به توان توليد بمب اتمى دنبال ميکند. در دو سوى جدال نيروها و جناحهائى هستند که روياروئى و حاد شدن بحران را مسير بهترى براى رسيدن به اهداف خود ميدانند اما تاکنون و بنا به محدوديتهايشان نتوانسته اند به اين سمت بروند. آنچه آمريکا و جمهورى اسلامى دنبال ميکنند رسيدن به موقعيتى قابل اتکا و مذاکراه از موضع قدرت برسر سهم و ميزان قدرت و نفوذ در ترتيبات سياسى و اقتصادى و نظامى منطقه است. هم آمريکا با طرحهاى مختلف و از جمله تضعيف و يا منزوى کردن نيروهاى طرفدار رژيم اسلامى در عراق و لبنان و فلسطين دنبال چنين شرايطى است و هم جمهورى اسلامى با مانور در منطقه و اين نمايشهاى هسته اى چنين هدفى را دنبال ميکند. اظهارات لاريجانى در اين مراسم به اندازه کافى سر نخ را بدست ميدهد؛ «امروز که چرخه سوخت هسته‌ای ما کامل شده است آماده تفاهم با کشورهای غربی هستیم». ناسيوناليسم و انرژى هسته اىتاکنون ناسيوناليسم ايرانى و مليون رنگارنک روى نستالژى مصدق و ماجراى «ملى کردن صنعت نفت» نان سياسى خورده اند. جمهورى اسلامى در ايندوره روى دوش اين تاريخ سعى کرد مدال ديگرى بر گردن ناسيوناليسم و عظمت طلبى ايرانى بياندازد. تبليغات مضحک «روز ملى جشن هسته اى» رژيم اسلامى٬ حتما براى طيف متلون ناسيوناليسم ايرانى خوشايند است. طيفى که در مواضع شان پيرامون پرونده هسته اى همواره «از حق ايران در برخوردارى از انرژى هسته اى» تاکيد کرده اند. هرچه باشد انتقاد اينها به رژيم اسلامى از سر ارتجاعى بودنش نيست٬ بلکه به بى لياقتى اش در امر دولتمدارى و اداره و سازماندهى اقتصادى است. اگر اسلام بتواند «عظمت ايران» را در مقابل «اجانب» بالا ببرد٬ چرا ناسيوناليسم ايرانى از آن خشنود نباشد؟ و بالاخره اين دم تکان دادنهاى ملى قرار است فردا در تقابل احتمالى دولتهاى آمريکا و ايران٬ تنور سياست ضد امپرياليستى دفاع از رژيم را داغ کند. هدف جمهورى اسلامى از اين تبليغات ناسيوناليستى سرمايه گذارى روى اين تمايلات است. اطلاق «روز ملى جشن هسته اى» به اين مراسم توسط حزب الله حاکى از بى اعتبارى اسلام نزد مردم است. اما هنوز ناسيوناليسم و جهالت ملى ابزار تحميق قويترى است و عده اى را از خود بيخود ميکند. علم و دانش پديده اى بشرى است و انسان در هر گوشه کره خاکى محق است که از دستاوردهاى بشريت در خدمت يک زندگى بهتر و ايمن تر و سالم تر و آزادتر استفاده کند. اما داستان ناسيوناليسم داستان نبش قبر تاريخ است. احضار ارواح خبيثه و مذهب زمينى است. تزريق سم به پيکر جامعه براى ايجاد نفرت ملى و زمينه سازى براى اعمال سياست جاه طلبى ملى است. در تاريخ و فرهنگ و ادب و سياست مليون؛ از چشم و ابرو و غذا و  فوتبال تا آب و هوا و خاک «پرگهر»٬ از موزيک و هنر تا هويت و علم و دانش٬ ناسيوناليسم نخود هر آش است. اين جنبشهاى سياسى ناسيوناليستى هستند که با اين تبليغات مسموم و ارتجاعى  تلاش ميکنند جامعه و مردم را به مهلکه تقابلهاى قومى و ملى و نژادى ببرند و يا در بهترين حالت به نيروى کسب سود در بازار داخلى تبديل کنند. ابزار خطرناک ناسيوناليسم در دست آدمکشان اسلامى مانند دستيابى شان به سلاح کشتار جمعى خطرناک است. اين سلاح مهلک را بايد از دست اين آدمکشان گرفت و همراه با اسلامشان جارو کرد. انسان يک موجوديت اجتماعى با يک هويت جهانشمول انسانى است که بايد از حقوق و آزادى و رفاه در همه جاى دنيا برخوردار باشد. دکان ناسيوناليسم و مذهب را بايد کمونيستهاى کارگرى و آزاديخواهان و برابرى طلبان تخته کنند. اين يک وجه مهم مبارزه با رژيم ارتجاع اسلامى است.  مردم و «جشن هسته اى»در اينروزها که رژيم اسلامى مشغول بازى ناسيوناليستى – هسته اى – تروريستى – ديپلماتيک است٬ جامعه بايد اوضاع را جدى بگيرد. ظرفيتهاى جناحهاى ديوانه و ميليتاريست در هر دو طرف را٬ که پشيزى براى جان آدميزاد ارزش قائل نيستند٬ بايد جدى گرفت. اين بازى و جدال مرگبار به هر سمتى بچرخد٬ قرار است مردم و طبقه کارگر مرغ عزا و عروسى باشند. از «جشن ملى هسته اى» احمدى نژاد و شرکا همانقدر عايد طبقه کارگر و مردم محروم ميشود که از «ملى شدن نفت» مصدق شد؛ يعنى هيچ! نبايد در اين جار و جنجال تبليغاتى و سيکل تهديد – مذاکره اسير شد. اين رويداد بار ديگر بر حرکت مستقل کارگران و مردم عليه کل اين اوضاع دلالت ميکند. بايد پرچم مستقل نه به تحريم اقتصادى٬ نه به تهديدات جنگى٬ نه به بمب اتمى٬ و آزادى و رفاه براى همگان را برافراشت. بايد اين مانورها را با حرکت مستقل و تاکيد بر  هويت انسانى و انترناسيوناليستى طبقه کارگر خنثى کرد. بايد خواستهاى واقعى و برحق را در مقابل اين ژست هاى تبليغاتى و پوچ حکومت اسلامى قرار داد. اول مه نزديک است؛ بايد در مقابل جشن هسته اى و ناسيوناليسم کپک زده رژيم٬ جشن انسانى و سوسياليستى کارگران را برپا کرد.   محمود صالحى دستگير شد!ساعت دوازده و نيم روز دو شنبه بيستم فروردين٬ محمود صالحى در محل کارش دستگير شد. در آستانه اول مه جمهورى اسلامى پرونده مراسم روز کارگر سال ۸۳ را فعالتر کرد و بيدادگاه تجديد نظرش محمود صالحى را به ۱ سال زندان و ۳ سال حکم تعليقی محکوم کرده است. نيروهاى جمهورى اسلامى محمود صالحى را به سنندج انتقال دادند. بنا به گزارشات منتشر شده محمود صالحى حاضر به امضاى اين حکم ارتجاعى نشد.  همينطور ديگر «متهمين» اين پرونده يعنى جلال حسینی ومحسن حکیمی به یک سال حکم تعلیقی محکوم شدند. تا به اين پرونده برميگردد٬ طبقه کارگر در ايران وجهان٬ مردم آزاديخواه و نيروهاى کمونيست و سوسياليست پاسخ روشنى داده اند. کمپينهاى عظيمى سازمان داده شد و جمهورى اسلامى را بارها عقب راند. بويژه کارگران در اول مه باشکوه سال ۸۴ چه در شهرهاى کردستان و چه در ديگر شهرهاى ايران پاسخ روشنى به جمهورى اسلامى دادند. کاملا روشن است رژيم اسلامى نميتواند با اين تهديدها و تمهيدات ارتجاعى جلو اعتراض و اعتصاب و مراسمهاى اول مه را بگيرد. اما تلاش جبونانه و ضد کارگرى اش را خاتمه نميدهد. اوضاع ايران و تحرک چپ در جامعه٬ چشم انداز يک اول مه گسترده را در مقابل همه گرفته است. رژيم اسلامى ترسيده است. دستگيرى محمود صالحى و گرفتن حکم زندان روى سر ديگر «متهمان» اين پرونده٬ احضار فعالين کارگرى در سنندج و کرمانشاه٬ اعمال فشار و دستگيرى به ديگر فعالين جنبش آزادى و برابرى٬ نوعى پيشدستى رژيم اسلامى براى مقابله با اول مه و مراسمهاى روز جهانى کارگر است. اين سياست ارتجاعى و سرکوبگرانه را بايد متحدانه شکست داد. دست رژيم اسلامى از سر فعالين کارگرى و شهروندان بايد کوتاه شود. براى آزادى محمود صالحى و کليه دستگير شدگان نيرويمان را بميدان بياوريم و پاسخ رژيم اسلامى را با سازماندهى يک اول مه گسترده و باشکوه و سوسياليستى بدهيم!   

*** 

 

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.